نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام. ای بسا خبری بیاورم از آن ». رفت. و «پیامبر» بازگشت!

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۲/۱۶
    لج

رفیق

شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ق.ظ
ساعت 12:20 دقیقه است و این یعنی دقیقا، 4 ساعت و ربع وقت دارم بخوابم
قبل از آغاز سفر بازگشتم به تهران
5 اتوبوس راه می افتد....و فقط خدا می داند که چه روزی پیش رو دارم( یعنی کلا دست اوست از رهایی و رزق و درس و بحث ...)


و اینک من این جا نشسته ام متحیر
از داستانی که رفیقم اینجا نوشته....می خوانم و حیرت می کنم و می مانم که چه بنویسم برایش
برایش خواهم نوشت که حتما ارشد بخواند ولی به شرطها
و برایش خواهم نوشت
که چندروزی دنیا را بیخیال شود و برود سفر اربعین

بیش ترش را امشب فرصت نیست
ولی حتما فردا یا پس فردا شبی برایش خواهم نوشت از قصد خدا برای زندگی ما(من و او)




پ ن:  امروز با مادرم دعوا کردم!!
موضوع همان است که گمان برده اید :)
  • رهانویس

نظرات  (۱)

ممنونم از لطفتون که هوای ما کوچکتر هارو دارین

ان شاا.. سفرتون ب سلامت :)
پاسخ:
عزیزی آقا...
نفرما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی