نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام. ای بسا خبری بیاورم از آن ». رفت. و «پیامبر» بازگشت!

آخرین مطالب

سیگار

شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۰ ب.ظ

صبح اتوبوس ایستاد20 دقیقه که گازوئیل بزند

و من دقیقا 15 دقیقه را دیر به کلاس رسیدم

یعنی اینقدر چفت بود برنامه ام از صبح....

صبح از 5 تا 8 کناردستی ام در اتوبوس سیگار بود...

درست شنیدید "سیگار" نه "سیگاری"

سیگار یعنی خیلی فرای یک سیگاری ( فی المثل سیگاری را لیسانس و سیگار را دکتری بگیرید :)

قشنگ بوی سیگار گرفتم و تا ظهر گاه و بی گاه سرفه کردم...یعنی این همه حساس ام به دود سیگار:)

عصر دفاع ارشد یکی از دوستان بود، چه بسیار عالی

پیش از شب خودم را به آبمیوه فروشی معروف محل قرار رساندم

و با دو تا از رفقای کارشناسی ویتامینه زدیم و ای بسی که درمورد کاری که داریم راه می اندازیم صحبت کردیم

ساعت 7:42 یعنی سه دقیقه به پایان زمان رسیدم به دانشگاه و به طرفه العینی کوفته ی اهل تبریز را بلعیدم :)

اکنون که دارم می نویسم تقریبا بی هوشم...کم از 5 ساعت خوابیده ام و شونصد کیلومتر راه رفته ام.

اکنون نشسته ام آزمایشگاه و دارم مقاله ی بلندی را پرینت می زنم بلکم دشب قبل خواب خوابگاه بخوانم:)

یا للعجب 

که از امروز بسیار لذت بردم...هیچ وقت و قدرت گناه برایم نگذاشته بود پروردگارم


روز هفدهم ات را شکر

یاری کنی تا رهایی خواهم پرید!

قشنگ احساس میکنم که بال های روحم باز شده....


پ ن: عکس تزیینی است

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۹
رهانویس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی