نوشته های یک جوان در مسیر رهایی

روز های مسیر رهایی ام از گناه را می نویسم

نوشته های یک جوان در مسیر رهایی

روز های مسیر رهایی ام از گناه را می نویسم

شکر و شوق و تحیر

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۰۴ ق.ظ

سلام

در کم تر از نصفه روزی چنان دریای رحمتش را گسترانیده

که از تعجب و شادی زبانم خشک شده....

واقعا واقعا در پوستم نمی گنجم از شدت شادی

الحمدلله الذی ادعوه فیجیبنی ......الحمدلک یا سیدی

انا لا انسو عیادیک عندی و سترک علی فی دار الدنیا

خدایا من فراموش نمی کنم لطفت را با من و پوشش ات را بر عیبم در دار دنیا


چند لحطه ای در هوای سحرگاه هوا چشیدم و چه بسیار  روحم را تازه کردم

غریبه که در میانمان نیست بگدار بگویم: احمق کسی که قدر نشناسد و لطف خدا را زمین بگذارد و هدر دهد(خطاب به خودم از شدت شادی و شکر!)

حیف بوده انصافا این ۲۳ سال که سحرگاه چون خرس می خفتم!


پ ن: رفیق زیاد دارم  و ایضا دوست

چه تهران چه شهرستان چه دانشگاه چه محل کار چه  در این وب کده ی کوچک

ولی یکی از رفقایم به نصفه روزی چنان در نطرم عزیز گشت و

واسطه ی کمک شد برای حرکت به سمت خدا که در کلام نگنجد

علی الحساب ۱۴ صلوات در فراز کردم برای راسخ شدن قدمم و قدم ش


پ ن: پیامبر رحمت که جانم فدایش باد فرموده بود

هر از چندی نفحات پروردگارتان از راه می رسد

کمک بگیرید

خدایا چنگ زده ام به ریسمانت

فرار کرده ام به سویت

دارم دوان دوان می آیم 

بند پایم بردار التماسا

طاقت منجلاب ندارم بیش از این

  • رهانویس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی