نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام. ای بسا خبری بیاورم از آن ». رفت. و «پیامبر» بازگشت!

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۲/۱۶
    لج

نعمت+ برنامه 2

جمعه, ۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۲۹ ب.ظ

«از پشت شیشه عینکم، زل زدم به چند لحظه از زندگی ام

سر سفره شام دقیقا کنار خانواده...شکرت فزون و مدام! از روی نشاط و حمد!»


باورنکردنی است ...سرشار شدم از شدت نعمت هایت...پلکم سنگین شد و پرده ای از آب دیده حلقه زد...

ناخودآگاه بلند شدم به سراغ اولین کاغذ دم دست رفتم و این کلمات بالا را نوشتم که حس سرشار لطفت را از خاطر نبرم


#همین _قدر_رقیق!

..........................................................

تا بعد از نصفه ی نیمه شب(ساعت 2ونیم :) بیدار ماندم و 4 ساعت وعده  ی درسی ام را خواندم....

کمی هم برنامه ریختم برای روزهای آتی...
روزانه:
40ص از آن دو کتاب مشترکا
10 برگ هم از آن جزوه دیگر مشخصا
توکلت علی الله....شد شد، اگر نشد هم خیلی مهم نیست!

برنامه امروز هم همان چهار ساعت
......................................................
دیرخوابیدن بد است و صبح علی طلوع خوابیدن حیف...
بدر طول روز جدی تر باشم کار به نیمه شب نمیکشد

  • رهانویس

نظرات  (۱)

چقدر عرفانی
پاسخ:
ممنونم
خدا خواست بود احساسات اون لحظات
خیلی من دخیل نبودم راستش!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی