نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام. ای بسا خبری بیاورم از آن ». رفت. و «پیامبر» بازگشت!

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۲/۱۶
    لج

" همش دنیاست"

شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۲۱ ب.ظ
پیش نوشت: طولانی شد...ببخشید ولی می ارزد..سه بار خواندم که کوتاهش کنم دلم نیامد :)

"همش دنیاست"...یعنی همین است..دو وجه این نوشته نشانه دنیاست و تو که مثل یک ماهی بیرون آب دست و پا میزنی و خیال میکنی اگر بیابی آرام میشوی و می یابی و آنقدرها هم آرام نمی شوی از وجوه همین دنیاست (چه اگر آب ازدواج باشد یا تجارت پر سود باشد یا هرآروزیی و ماهی تو باشی که بیرون افتاده ای فرزند آدم )
........................................وجه اول.......................................................
شبیه مبارزان فلسطینی که جمعه به جمعه ؛ تظاهرات برگزار می کنند 
جمعه ها در دلم برای مساله لاینحل و فرسایشی ازدواج تظاهرات برگزار می شود
یک چهارمش به کلام می آید در برخورد با پدر و مادرم و سه چهارمش را فرو میخورم
این جمعه مثلا جمعه خشم فروخورده بود!
اینگونه است که هر چه زمزمه می کنم که " بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب/من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم"
افاقه نمی کند و از حجم غم نمی کاهد...از قضا که حتی دست و دلم به مناجات هم نمیردود، طرفه در آخر شعبان!دلم می خواهد که ناسرا بگویم و هرکسی را که شاید مقصر باشد مقصر بدانم از جمله خودم. دلم بی تابی میخواهد و بی تابی می کند به سان مرغ دام افتاداه ای که دیر فهمیده باید از دام رهید!
...........
از نمایشگاه کتاب، چند کتاب آخر کنکوری برای خواهر خریده بودم که باید زووتر به دستش می رسید، این هفته به خلاف حدود ۸۰ هفته گذشته!!! که آخر هفته ها را همیشه شهرستان میرفم؛ تهران مانده ام. برای تولد مادر، کتاب خریدم و عطر که کادو کردم و برای پدر هم کتابی که ماه قبل تقاضا کرده بود.همه را بسته بندی کردم و در راه آهن سپردم به رفیقی که تا شهرمان مسافر بود بلکم پدر بستاند از او. 
کاغذ کوچک شعری در میانه ی کتاب پدر گذاشتم با این مضمون که البته قبل از فرستادن برداشتم ش!

"سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدارا همدمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
سخت روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در بحر صبر از بهر آن شاه چگل
شاه تر کان فارغ است از حال ما کو رستمی"

می پرسید چرا نفرستادم؟می گویم نمی دانم....فروخوردم! باور نمی کنید به همین سادگی، غم کمتر پخش می شود و بیش تر فرومیرود در جانم.
......
چه کسی باور می کند که جوانی نماز عصرش را در خوابگاه اشتباه بخواند و بعد در راه اهن به یاد آورد که نماز نخوانده، بعد در راه آهن وضو بسازد ولی باز یادش برود که نماز نخوانده!!! و سوار مترو شود و بعد در ایستگاه مترویی خلوت، در غرب تهران به یادآورد و پیاده شود
و در خلوت ترین حالت یک نمازخانه کوچک در مترو نماز عصر و اندکی مناجات بخواند
و بعد بالای مترو، قبر گمنام شهیدانی را زیارت کند!...باورنکنید ...باورش برای من هم سخت است...انگار صحنه آرایی نشسته و چه زیبا سناریو می نویسد برای ما!

........................................وجه دوم.......................................................
من و مهدی در بالای کوه ایم و من از تماشای ابرهای در حال بارش و ستون های باران معلق در هوا حیرت کرده ام..هی عکس میگیرم که تحیرم را برای همیشه ثبت کنم. ابرهای تصویر به ما می رسند و نیم ساعت تمام زیر باران خیس خیس می شویم و من به قدر یک ماه کامل انرژی می گیرم! واقعا به این فکر میکنم که خدا دارد بازی ام می دهد...نه ببخشید جسارتا خدا دارد صحنه گردانیمان می کند یعنی می آزمایدمان و چه سناریوهای جالبی که ننوشته...
ازدواج می خواهی و بی تابی می کنی..صبر کن! او الان نمی خواهد! ای امان
ای امان از بارش رحمتت که جای گلایه نمی گذارد...
چه کند کمترین بنده که جای شکایت هم نمی گذاری...ولی انصافا گلایه مندیم ها...

  • رهانویس

نظرات  (۲)

حالی که وصف کردید برام زیاد دور نیست. تقریباً هر روز با بخشی از این حال دست و پنجه نرم می‌کنم. عجیب حالی ست شور و حالِ جوانی...

خدا به وقتش بهترین رو بهتون میده :)
اندکی صبر...
پاسخ:
سلام
چشم

خواهشگذارم!
ی امان
ای امان از بارش رحمتت که جای گلایه نمی گذارد...
چه کند کمترین بنده که جای شکایت هم نمی گذاری...ولی انصافا گلایه مندیم ها....

.
.
.

هوم 
پاسخ:
یک سینه حرف موج زند در دهان ما
از بیم دین اگر چه خموشیم چون هما.....

حرف من و البته تفسیر اون چند نفطه ای است که در نظرتان گذاشتید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی