نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام. ای بسا خبری بیاورم از آن ». رفت. و «پیامبر» بازگشت!

آخرین مطالب

چکله

دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ
احساسم شبیه لحظه ای بود که چکله ی* روی زخم را میکنی!
سخت، نسبتا دردناک، شاید کمی لذت بخش
بیش تر حسم این بود که خب خداروشکر تموم شد....

اکنون بازمانده منم و یک زخم کاری قدیمی از قبل!


پ ن: مرا چاره ای جز مبهم نویسی نیست، ببخشایید
مثلا  اگر بخواهم، شرح ماوقع بدهم، شیرین هزار خط متن می طلبد!
یک ماه را که نمی توان در یک پست ریخت! می توان؟!
...............................................................................................................................

*چکله : به زبان محلی مان، قسمت خشک شده ی پوشاننده ی زخم «خون لخته شده خشک شده» که کمی هم می خارد!
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۵
رهانویس

نظرات  (۲)

اینطوری می‌نویسید که ما نگران میشیم. ان‌شاءالله حالتون همیشه خوب باشه.
پاسخ:
سلام
غرض کم کردن بار غم از دوش م به دوش کلمات است
ببخشید که ناخودآگاه نگران میسازم

ممنونم از آرزوی خوبتان
سلامت باشید
اگر میشد مینوشتید؟!
پاسخ:
همین قدر که مبهم غمم را در کلمات میریزم و پخشش میکنم پیش شما دلگیر میشوم از خودم!
میدانم که نگرانی برمی انگیزم و کنجکاوی
چه کنم که دفتر سررسیدم را توان تاب آوردن این کلمات نیست!
غالبا خیلی شرحه شرحه ها را آنجا می نویسم و مبهم تر ها را این جا که کمتر غم بیافشانم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی