نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

نوشته های یک جوان رهانویس

و از امیدواری ها ریشه زدن بدون خاک است! با نور

گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده ام. ای بسا خبری بیاورم از آن ». رفت. و «پیامبر» بازگشت!

آخرین مطالب

دلار

يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۱ ب.ظ
میدان فردوسی را گز میکنم رو به پایین سمت خوابگاه
ساعت 10 ونیم شب است و دلال ها هنوز ایستاده اند...یکریز عین طوطی تکرار میکنند...دلار دلار !
دارم سریع از کنار خیابان رد میشوم که لحظه ای می بینم شان.
نگاهم گیر میکند...یک مادر و پسرند ایستاده مشغول صحبت برای خرید دلار
مادر، مادر من است کمی شکسته تر
و پسر خود منم کمی قد کوتاه تر

مادر شبیه مادر من چادری ست و پسر که شبیه من ته ریش  اندکی دارد.
نگاهم گیر میکند و ناخودآگاه فکر میکنم که این وقت شب خرید دلار برای یک مادر و پسر چه معنی دارد، مگر اپلای !
و پسری که باید احتمالا Internshipی (کارآموزی) چیزی داشته باشد که شاید زودتر از September بار سفر بسته!

برایش و برایشان دعا میکنم و این قلب من است که در پس این سناریو احتمالی با خودش زمزمه میکند
 تو چه میدانی رفتن چیست و نرفتن کجاست! تو چه میدانی دلتنگی چیست و دلخواه کجاست!


 پ ن: ثبت در تاریخ برای مخاطب قرار دادن قلبم در آینده!
پ ن: مادر من دوست دارد اپلای کنم! یا للعجب....گمان میکند بروم زندگی بهتری خواهم داشت!
من به حرف قلبم گوش میدهم در اینجور تصمیم ها، که حکم به ماندن داده است! انشالله
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۱
رهانویس

نظرات  (۱)

کلا مامان ها دوست دارند بچه هاشون سر و سامون بگیرند
حالا این سر و سامون گرفتن متفاوته توی برهه های مختلف
برا انتخاب رشته خانواده با شهرهای دیگه مخالفت نکردند،قشششششنگ حس میشه که فقط میخوان من برررررم :))
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی